مرتضى مطهرى
561
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كثيرين » ، يعنى ايجاب و سلب هر دو برايش صادق است . اين است آن تناقض منطقى كه با آن مواجه مىشويم . ولى وقتى نگاه مىكنيد مىبينيد كه در اينجا دو جور حمل است و لذا گفتهاند : « در تناقض وحدت حمل شرط دان » . آنجا كه مىگوييم : « الجزئى هو ما يمتنع فرض صدقه على كثيرين » داريم معنى جزئى را تشريح مىكنيم ، نمىخواهيم بگوييم مصداق چيست ؛ همانطور كه وقتى مىگوييم : « انسان حيوان ناطق است » نمىخواهيم بگوييم كه انسان مصداق چيست ، مىخواهيم بگوييم معنى انسان همان معنى حيوان ناطق است . وقتى كه ما مىگوييم : « الجزئى ما يمتنع فرض صدقه على كثيرين » يعنى معنى جزئى همان معنى « ما يمتنع » است . در اينجا مىخواهيم معنى جزئى را تشريح بكنيم نه اينكه بگوييم مصداق چيست . ولى وقتى كه مىگوييم : « الجزئى لا يمتنع فرض صدقه على كثيرين » نمىخواهيم بگوييم معنايش لا يمتنع است ، بلكه مىخواهيم بگوييم حكمش اين است كه لا يمتنع فرض صدقه على كثيرين ، يعنى مصداق لا يمتنع است . از اين جهت است كه انسان خارجى مصداق انسان است ولى انسان ذهنى فقط همان مفهوم انسان است يعنى تعريف انسان دربارهاش صدق مىكند . پس در باب وجود ذهنى اگر ما قائل به وجود ذهنى شديم نمىخواهيم بگوييم كه انسان ذهنى مصداق انسان است همان گونه كه انسان خارجى مصداق انسان است ؛ مىخواهيم بگوييم انسان ذهنى ممكن است مصداق لا انسان باشد ، كه مصداق لا انسان هم هست . انسان ذهنى يعنى همان معنىاى كه حد انسان بر او صدق مىكند ، ولى او در واقع و نفس الامر كه انسان نيست . در واقع و نفس الامر يعنى در مقام مصداق ، مصداق لا انسان است . اگر شما عدم خود را تصور كرديد آن ، مفهوم عدم شماست نه واقع عدم شما و مصداق عدم شما . تناقض ميان واقعيت وجود زيد و واقعيت عدم زيد است كه واقعيت عدم زيد يعنى رفع وجود خارجى زيد . ولى ميان وجود عينى زيد و يك معنايى كه آن معنا عدم زيد به حسب واقع و مصداق نيست بلكه مفهوم عدم زيد است ديگر تناقضى نيست . همين حرف در شريك البارى هست . شريك البارى ذهن شما مفهوم شريك البارى است ، معنىاى است كه تعريف شريك البارى بر آن معنى صادق است ؛ آنچه كه شريك البارى را اگر بخواهيم تعريف كنيم اين مطلب از آن در مىآيد آن شريك البارى است ، اما آيا مصداق شريك البارى هم هست ؟ نه ، مصداق